تبلیغات
اورمو قیزلاری گؤیلرین اولدوزلاری - والنتاین یادت نره

اورمو قیزلاری گؤیلرین اولدوزلاری

منیم دیلیم گؤزلدیر



ماجرای والنتاین


در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!
البته این روز مصادف است با چهارده فبریه یعنی بیست و پنج بهمن اون زمان که عروسک نبود : یک شاخه گل سرخ با یه نامه ی عاشقانه که کارت تبریک هم میشه با یه شیرنی که میگن شکلات بود اما امروزه نماد والنتاین شده عروسک خرس.


دو روز قبل از ولنتاین:


- پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و یه شبه كل حقوق یه ماهت رو براش خرج كنی ها!!! از من یاد بگیر! هر سال یه هفته قبل از ولنتاین باهاش قهر میكنم كه خرج رو دستم نیفته! دو روز بعد از ولنتاین هم دوباره بهش زنگ میزنم و باهاش آشتی میكنم!!!

- پسر دومی: آخه نمیشه كه مهدی جون! حداقل یه دسته گل باید براش بخرم و شام ببرمش بیرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نمیزنه! گردنبند بدون گوشواره هم كه خوبیت نداره!

- دختـر اولی: ای بخشكی شانس!! ولنتاین رسید و من هنوز هیچكی رو پیدا نكردم كه خرش كنم تا برام كادو بخره!! امسال خوردم به پیسی!!

- دختـر دومی: نگران نباش بابا! ماشالا خر زیاده! از من یاد بگیر! هر سال دو تا دو تا كادو میگیرم!! بهت قول میدم یه خورده زرنگ بازی در بیاری تو هم امسال مثل من دو تا كادو میگیری!

دو روز بعد از ولنتاین:

- پسر دومی: مهدی جون راست میگفتی ها! عجب خریتی كردم!

- دختـر دومی: دیدی راست میگفتم! خر زیاده!!!





[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ ipək ]

[ نظرات() ]